X
تبلیغات
حکمت آفرینش - فلسفه تفاوت زن و مرد در اسلام
مطالب این وبلاگ به آدرس جدید www.hekmateafarinesh.blogfa.com منتقل شده است

انسان در نظام ارزشي یعنی نظامی که بر پایه ارزش های والای انسانی پی ریزی شده و مسائل حقوقی نیز جزئی از این نظام را تشکیل می دهد براساس معیارهایی که در ارزش یابی او در فرهنگ و نظام اسلامی برایش معتبر و شناخته شده ارزیابی گردیده است و براساس آن ضوابط و معیارها از حقوق اجتماعی برخوردار می گردد ملاک و معیار این ارزش ها بر خلاف مکتب های مادی که تولید و فرآورده های مادی را محور قرار می دهند انسانیت ، معنویت ، روحانیت ، ایمان ، اخلاق و تلاش را در جهت شخصیت افراد از دیدگان اسلام  در ابعاد مختلف مورد عنایت و توجه قرار می دهند .  

همان طور که در سوره حجرات آیه 13 آمده است با صراحت تمام با تکیه بر کرامت انسان و معیار ها یش می فرماید : « یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوباً و قبائل للتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر » یعنی  ((ای انسان ها ما شما را از مرد و زن آفریدیم و گروهها و قبائل ساختیم تا یکدیگر را باز شناسید همانا گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست به تحقیق کهخدا آگاه و داناست)) براساس آیه فوق تقوی به عنوان معیار کلی در ارزش و کرامت انسان شناخته شده و دیگر معیارها مانند رنگ ، نژاد ، زبان و نظایر آن در برابر تقویارج و منزلتی نخواهد داشت و سپس تکیه بر آن دارد که خداوند با علم و آگاهی خود بر همه چیز آگاه است و انسان های با تقوا و دانا را می شناسد مطابق آیه مذکور زن  و مرد از جنبه انسانیت و  شجره نوعی برابرند و تفاوتی در این خصوص وجود ندارد و در پاداش کیفر کردار هم بین آنها فرقی نمی گذارد که بیانگر این مطلب آیه مبارکه سوره نحل می باشد که می فرماید : آن کسی که از روی ایمان و عمل صالح نماید چه مردباشد و چه زن او را به زندگی پاک زنده داشته و پاداش آنان را بهتر از آنچه می کشد خواهیم داد ( 97/ نحل )

 اما نگاهی گذرا و مختصر به فلسفه تفاوت زن و مرد می اندازیم به طور مثال مسائل مربوط به ازدواج ، میراث ، نفقه و ... را می گوییم که موقعیت هر یک از زن و مرد در مسئولیتهای زندگی اجتماعی و مادی ، امتیازاتی را به یکی داده و به دیگری نداده است و در موقع ارزیابی و مقایسه این موارد به این نتیجه می رسیم که معیار موازنه حقوقی بین زن و مرد حکم فرما ست مثلاً اگر امتیازی را به مرد داده به عوض به زن هم امتیازات دیگری داده است برای نمونه اگر در مساله ارث به مرد دو برابر زن سهم داده شده در عوض مخارج نفقه و مهریه زن را بر عهده مرد قرار داده و از این که زن از هر نظر غنی دارا و بی نیاز باشد اما هر دو علی السویه از ثروت موجود در جامعه استفاده می کنند و این امتیاز در سیاست مالی و اقتصادی در خانه برای مرد ناشی از حسن تدبیر بیش تری است که او در مخارج و مصارف اموال از آن برخوردار می باشد .

 

تأملی در ارث :

 کم نیستند کسانی که می پرسند چرا در قوانین اسلام نا برابری درسهم الارث زن با مرد وجود دارد این قانون با تساوی حقوق منافات دارد زیرا سهم الارث زن نصف مرد و سهم پسر دوبرابر دختر و سهم شوهر دو برابر زن می باشد و فقط پدر و مادر هستند که از فرزندانشان  ( اگر فرزندی داشته باشند ) به تساوی هر یک ، یک ششم  ارث می برند . این پرسشی دیرینه است و در صدر اسلام نیز برخی این سوال را داشتند و دین شناسان به ویژه امامان پاسخ دادند چنان که شهید مطهری می نویسد :

« ابن ابی العوجاء »  در قرن دوم می زیسته و به خدا و مذهب اعتقاد نداشته است و گاهی به بحث در مورد توحید ، معاد در مسجد الحرام و مسجد النبی می پرداخته است که یکی از اعتراضات وی همین بود می گفت : ( ماللمرئه المسکینه الضعیفهتاخذ سهما و یاخذ الرجل سهمین ) چرا زن بیچاره که از مرد ناتوان تر است باید یک سهم ببرد و مرد که توانا تر است دو سهم ببرد این خلاف عدالت و انصاف است .امام صادق (ع) می فرماید : « این برای این است که اسلام سربازی را از عهده زن برداشته و به علاوه مهر ، نفقه را به نفع او به مرد لازم شمرده است و در بعضی جنایات اشتباهی که خویشاوندان جانی باید دیه بپردازند زن را از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف است و از این رو سهم زن در ارث از مرد  کمتر است .

 لازم به ذکر است در گذشته و پیش از اسلام زن به دلایل مختلف از ارث محروم بوده است و هنگامی که آیه ارث نازل شد برای برخی از آنان باعث شگفتی گردید : از هر چه پدر، مادر وخویشاوندان به ارث می گذارند مردان را نصیبی است و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث می گذارند چه اندک و چه بسیار زنان را   نصیبی است ، نصیبی معین.( 7/ نساء )

 از مسائل اقتصادی و اجتماعی که بگذریم در تکالیف شرعی به دلیل شرایط نظری زن و مرد تفاوت هایی به چشم می خورد مانند مسائلی مربوط به نماز ، روزه و تخفیفی که شارع مقدس اسلام در دوران قاعدگی و بارداری قائل شده است و همچنین تکلیف جهاد و برخی عادات دیگر که برای زنان به عنوان یک حکم الزامی مقرر نگشته و در عوض وظایفی مانند تدبیر در امور خانه در تربیت اولاد را هم سنگ و برابر جهاد قرار داده است . در مسائل قصاص در می یابیم که به چه دلیل پرداخت نصف دیه مردی که زنی را کشته تفاوت مالی زن و مرد به چشم می خورد . حکم قصاص مردی که زنی را کشته و یا زنی که مردی را به قتل رسانده بدون تفاوت قابل اجراست اما در صورت قتل مرد اولیای زن مقتوله می توانند قاتل را قصاص کنند اما باید نصف دیه مرد را به اولیای او بپردازند و فلسفه این امر این است که وقتی مردی کشته می شود بازماندگان او دچار نابسامانی هایی از نظر مادی و غیره می شوند که غالباً منجر به فساد اخلاقی و قهرا زمینه ای جهت رشد روح عصیان و طغیان می شود و از آنجا که دیه عبارت است از مالی که ازای جنایت پرداخت می شود و به عبارتی ازمالی که به ازای جنایت پرداخت می شود که نه خون بهای واقعی انسان است و نه ترسیم کننده جنایت لذا در عین حالی که اجازه قصاص داده می شود برای پر کردن خلا و خسارت مادی این تمهید به عمل آمده که با پرداخت دیه جبران گردد و علت این که دیه زن نصف مرد می باشد این است که اداره خانواده و تأمین معاش زن و فرزند عموماً به عهده مرد بوده و این امر بدیهی به لحاظ وضع جسمانی مرد است اما در مورد فلسفه شهادت که قرآن کریم سخن از دو شاهد زن به جای یک شاهد مرد به میان آمده به این دلیل است که مردان بیش تر از زنان در متن  جامعه بوده و به ضبط و نگهداری قضاياي جاری رسمیت می دهند لذا شهادت یک مرد به جای دو زن معتبر است و این خود مسئولیتی دیگر از مسئولیت های مردان است ولی زنان به دلیل قوت احساسات و رقت قلب و تاثیر پذیری بیشتر از مردان و دوری از مسائل جامعه و دلایل دیگر از این قبیل سهم کمتری از مسئولیت شهادت را بر عهده دارند و در بعضی از موارد شهادت زن مطلقا پذیرفته نیست مثل شاهد طلاق شدن به این امر به دلیل این است که ابهت امر طلاق در نظر آنان از بین نرود و این خود موجب سست کردن پیوندهای خانوادگی نگردد به همین جهت مشروعیت طلاق را هنگامی می داند که در حضور دو مرد عادل انجام شود اما در مورد تعهد زوجات و نابرابری حقوق زن و مرد ، در حقوق اسلامی ، مرد مجاز است که بیش از یک همسر انتخاب کند در صورتی که زن حق ندارد چند همسر برگزیند زیرا طبیعی ترین شکل ازدواج و زناشویی تک همسری است .

اما باید دانست چند همسری مردان نیر باعث پیامدهای ناگوار روحی ، تربیتی ، اخلاقی ، حقوقی است در قرآن در آیه 3 سوره نساء می خوانیم : « و ان خفتم الاتقسطوا فی اليتامی و .... » یعنی اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید از زنان هر چه شما را پسند افتد دو دو ، سه سه و چها چهار به نکاح در آورید و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید این راهی بهتر است که مرتکب ستم نگردید درباره این آیه تفسیرها و توجیه های بسیار گفته اند یک وجه آن این است که هم چنان باید در کار یتیمان عدالت پیش گیرید و به شیوه جاهلیت بی حساب زن مگیرید یا از زنان اسیر یا کنیز .

چند نکته را در این جا یاد آور می شویم :

1- از برخی آیات قرآن ، جایز بودن چند همسری به طور محدود آن هم طبق شرایط و ضوابطی که به طور مجمل و با تفسیرها و اختلاف نظر های گوناگون به دست می آید و نه اینکه در اسلام به تعدد زوجات تشویق و ترغیبی صورت گرفته باشد .  

2- جایز بودن چند همسری که از آیات قرآنی استفاده می شود هیچ گونه ارتباطی با سوءاستفاده ها و هوس بازی کسانی ندارد که حتی اگر شریعت هم اجازه نمیداد آنها به هوس خویش پاسخ می دادند .  

3- در این مورد نیز زن می تواند به هنگام عقد ازدواج به عنوان شرط  ضمن عقد تعدد زوجیت را مشروط به رضایت خود کند .

4-اسلام اگر چه چند همسر گزینی را مجاز دانسته ، شرایط و محدودیت هایی نیز  برای آن قرار داده است مثلاً پیش از اسلام و  یا در جوامع دیگر تعدد همسران نامحدود بوده از این رو حرم سرا ها پدید آمده و هوسبازی می شد اما قرآن به هر حال آن را محدود ساخت . 

شهید مطهری می نویسد : « عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچ وجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت می گیرد قرآن کریم در کمال صراحت فرمود : « فان خفتم ان لا تعدلوا فواحده » اگر بیم دارید که عدالت نکنید یعنی اگر به خود اطمینان ندارید که با عدالت رفتار کنید پس به یکی اکتفا کنید و روشن است که عدالت و انصاف که اسلام هم آن را بسیار جدی و دقیق دانسته کار دشواری است و به تعبیر قرآن اگر کسی بیم آن داشت که نتواند به عدالت رفتار کند باید به همسر اول بسنده کند. 

 

در پایان این بحث استاد مطهری می نویسد : اینکه چرا اسلام تعدد زوجات را فسخ نکرد ؟ و چه شرایط و حدود و قیودی به آن قائل شد ..... اسلام با تجویز تعدد زوجات نخواسته است زن را تحقیر کند بلکه از این راه بزرگ ترین خدمت را به جنس زن کرده است اگر اجازه تعدد زوجات در شرایط فزونی نسبی عدد زنان آماده ازدواج داده نشود زن به بدترین شکل ملعبه مردان خواهد شد رفتار مرد با او از یک کنیز بدتر خواهد بود زیرا انسان در مقابل یک کنیز لااقل این اندازه تعهد می پذیرد که فرزند او را فرزند خود بداند اما در مقابل معصومیت این اندازه هم تعهد ندارد . 

 منبع: سیده فهیمه عبادی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 13:37  توسط حکمت آفرینش  | 

 

همایش های پزشکی | مقالات پزشکی | مهارت های پزشکی

Encarta | Britannica | Dictionary.com